خرید بک لینک
پاییز بود!

وبوی خرماهای گندیده

تفس های مان را بیمارمی کرد!

ماصدای مان رادر زوزه ی گرگان وبع بع میشان

گم کرده بودیم...

ویادمان رفته بود

نخل ها بامهر

هیچ گاه آشتی نمی کنند...

بین من و خروارها درس سوء تفاهم پیش آمد

پاهای من در خارشترهای جنوب
تاول زده بود

وچوپان دروغگو تاغروب هرروز

باز!!

فریاد کمک سرمی داد.

شاعر:موسی روستایی

برچسب: موسی روستایی, نویسنده: امیر صادقی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 2:28

صفحه بندی