یا عمر من روزی اگر برگشت تا ان روز می پاید؟
گیرم که باز امد ولی آیا کدام افسون تواند بود
تا جای پای سال های رفته را از چهره بزداید؟
ترسم مرا در بارش این برف نا هنگام نشناسد
یکباره در خود بشکند ناباورانه دست و لب خاید
بر گیرد از تن جامه پندار را در تلخی باور
خواهد خطوط یاس را با طرح لبخندی بیاراید
" این برف را دیگر سر باز ایستادن نیست..." می پرسد
دستان زالی کو که این برفینه موها را بپیراید
با پای سربی سال های انتظار الود اگر طی شد
ایا زمان ـ این ادمی خوار سترون خو ـ چه می زاید
جز یادی ان هم دور و مبهم از عبور ما نخواهد ماند
این سان که این گردونه با دندانه های مرگ می ساید
شاعر:علیرضا طبایی
به صرف یک دسر بعد ازمرگ تو...ما را در سایت به صرف یک دسر بعد ازمرگ تو دنبال میکنید
برچسب: علیرضا طبایی,عليرضا طبايي,اشعار علیرضا طبایی,شعر علیرضا طبایی,شعرهای علیرضا طبایی, نویسنده: بازدید: 46